آرای هیأت عمومی

نسخه چاپی
کلاسه پرونده:

9802588

شاکی:

آقای علی مرادی سیرچی

موضوع:

عدم صلاحیت

تاریخ رأی:

يکشنبه 29 دی 1398

شماره دادنامه:

2901

بسم الله الرحمن الرحیم

شماره دادنامه : 2901

تاریخ دادنامه: 10؍10؍1398

شماره پرونده: 9802588

مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

شاکی: آقای علی مرادی سیرچی

موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامه دانشگاه فنی و حرفه ای در خصوص عدم صدور گواهی سابقه تدریس برای مدرسان حق التدریس و الزام به صدور گواهی تدریس وفق ماده 187 قانون کار

 گردش کار: 1- آقای علی مرادی به موجب دادخواستی ابطال بخشنامه دانشگاه فنی و حرفه ای در خصوص عدم صدور گواهی سابقه تدریس برای مدرسان حق التدریس و الزام به صدور گواهی تدریس وفق ماده 187 قانون کار را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

 " اینجانب علی مرادی سیرچی فارغ التحصیل از مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت ایران، مدت سه سال تحصیلی (از ابتدای ترم دوم سال تحصیلی 1394-1359 تا پایان ترم اول سال تحصیلی 1397-1398 به مدت شش ترم) را در دانشگاه فنی و حرفه ای، واحد شهید شمسی پور تهران به صورت حق التدریس، تدریس نمودم و سپس درخواست صدور گواهی سابقه تدریس با همان رزومه را از دانشگاه مذکور نمودم که با مخالفت مسئولان این دانشگاه مـواجه گردید و ایشان علـت عـدم صدور این گواهی را بخشنامه ای داخلی عنوان نمودند که بر طبق آن نمی توانند چنین گواهی را صادر کنند. لازم به ذکر است که مسئولین این دانشگاه هیچ گونه اطلاعاتی نیز در مورد این بخشنامه ارائـه نمی کنند. همچنین این دانشگاه بـرخلاف سایر دانشگاه ها و بـرخلاف ماده 148 قانون کار، برای مدرسان حق التدریس خود حق بیمه ای را منظور و پرداخت نکرده و نمی کند و علت عدم صدور گواهی سابقه تدریس نیز همین مطلب است چرا که مسئولین این دانشگاه به زعم خود نمی خواهند مدرک مثبته ای دال بر تدریس اساتید حق التدریس در این دانشگاه به آنها ارائه کنند تا مبادا احدی از اساتید با استناد به این گواهی های صادره به وزارت کار مراجعه نموده و از دانشگاه شکایت کند و حق و حقوق خود را مطالبه نماید. در چنین حالتی عملاً یک مدرس حق التدریس این دانشگاه هیچ گونه حق و حقوقی نداشته و هیچ گونه سابقه کاری برای او در نظر گرفته نمی شود مسئولان این دانشگاه به راحتی این گونه مدرسین را جایگزین می کنند و حقوق آنان را تضییع می نمایند و حتی سابقه کاری آنها را نیز منکر می شوند به گونه ای که یک مدرس احساس می کند عمر خود را تلف نموده و قادر نیست گواهی ای دال بر سابقه تدریس خود به دانشگاه های دیگر نیز ارائه کند و در آنجا مشغول به کار شود. لازم به ذکر است اینجانب در مورد اقدامات دانشگاه مذکور به وزارت علوم نیز شکایت خود را مطرح نمودم ولی این دانشگاه در مورد عدم پرداخت حق بیمه، طی نامه ای به وزارت علوم این گونه عنوان نموده که تدریس مدرسان حق التدریس، سابقه کاری محسوب نمی شود! و در مورد شکایت مطروحه درباره امتناع دانشگاه از صدور گواهی سابقه تدریس نیز پس از گذشت حدود یک ماه و نیم (تا تاریخ 6؍5؍1398) هیچ گونه جوابی درباره اقدامات خود به وزارت علوم نداده اند که مدارک پیوستی این دادخواست، مدرک اثبات این ادعاست. با توجه به مواد 7 و 187 قانون کار، از دادگاه تقاضای صدور حکم شایسته را دارم.

 2- در خصوص صلاحیت هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در رسیدگی به خواسته، پرونده به جلسه هیأت عمومی ارجاع شد.

  هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 10؍10؍1398 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

رأی هیأت عمومی

نظر به عدم ارائه بخشنامه مورد شکایت از جانب شاکی و عدم وجود هرگونه بخشنامه ای در خصوص موضوع خواسته، در وضع فعلی پرونده به خواسته ابطال بخشنامه قابل طرح در هیأت عمومی نیست و خواسته شاکی مبنی بر الزام به صدور گواهی تدریس وفق ماده 187 قانون کار چون از مصادیق ماده 12 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیـوان عدالت اداری محسوب نمی شود، برای رسیـدگی به شعبه دیـوان عـدالت اداری ارجاع می گردد./ 

 

 محمدکاظم بهرامی

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری