معاون قضایی دیوان عدالت اداری در امور هیات عمومی مطرح کرد:
کاهش اطاله پرونده ها و پیگیری موضوع ارجاع در سال های 95 و 9

مرتضی علی اشراقی متولد سال 1325 شهرستان میانه است. او در سن هجده سالگی به کسوت روحانیت پیوسته و وارد فضای تبلیغی شده و تا زمان پیروزی انقلاب در شهرهای مختلف استان آذربایجان به سخنرانی و تبلیغ دین مشغول بوده است؛ اما در ادامه پای او به دستگاه قضایی باز شده و اکنون  درسن 72 سالگی معاون قضایی دیوان عدالت اداری در امور هیأت های تخصصی و هیأت عمومی است و البته با سابقه ترین مدیر دیوان عدالت اداری. گفت و شنودی که پیش رو دارید، به مناسبت هفته قوه قضائیه با وی انجام شده است.

 

با اینکه حضرتعالی در کسوت روحانیت بودید و می توانستید فضای کاری دیگری را انتخاب کنید، چرا فعالیت در عرصه قضایی را انتخاب کردید؟

در دوران انقلاب اسلامی و قبل از آن طبق روال طلبه بودیم و کارمان تبلیغ و سخنرانی در شهرها و روستاهای مختلف شهرستان خودمان (میانه) بود. در این مدت در خدمت حضرت آیت الله آقای احمدی میانجی (ره) بودیم که عمده تبلیغات، سخنرانی ها و فعالیت های دینی ما مربوط به انقلاب بود و به دلیل شرایط سنی و ارتباط خوبی که با جوان ها برقرار کرده بودیم و همین طور افشاگری هایی که علیه رژیم طاغوت انجام داده بودیم، توانستیم در پیشرفت انقلاب ، جهت دادن فکری به جوانان و توسعه فعالیت های دینی مثمر ثمر باشیم و همین امر باعث شده بود که در سطح شهرستان مورد تأیید قرار بگیریم. حتی زمانی که یکی از علمای وقت میانه به شهر قم آمد و یکی از مراجع قم به دیدار ایشان آمده بود، آیت الله اشراقی داماد حضرت امام(ره) در آن جلسه حضور داشتند و آن مرجع تقلید از فعالیت های ما بسیار تشکر و قدردانی کرده و فرمودند توانسته اید با کمترین هزینه به اهداف انقلاب که در شهرستان دنبال می کردید، برسید و مورد تأیید ایشان قرار گرفتیم.

اولین کارم در دوران بعد از انقلاب این بود که از طرف روابط عمومی سپاه به مدت چهار سال( از سال 58 تا آخر 61) به خارج از کشور رفتم و عمدتاً به کشورهایی سفر می کردم که مسلمانان ترک زبان در آن کشورها سکونت داشتند و به طلبه ای نیاز داشتند که زبان آذری بداند تا برای آنها تبلیغ و در مجالس و مساجدشان در مورد وضعیت دینی ایران زمان قبل از انقلاب و بعد از آن و همین طور در مورد  مزایای انقلاب سخنرانی نماید. این سفرها سالی دو مرتبه و هربار به مدت یک ماه انجام می گرفت و اثرگذاری این تبلیغات در خارج از کشور به حدی بود که بعد از آمدن من به دستگاه قضایی، آقای محمدی عراقی که مسئول سازمان تبلیغات اسلامی بود، خدمت آیت الله موسوی اردبیلی رسیده بودند و خواستار برگشت من به حوزه تبلیغات دینی و انقلابی در خارج از کشور شده بودند و از تأثیرات این چهار سال در حوزه کشورهای اروپایی برای ایشان گفته بودند.

اما نحوه ورود بنده به دستگاه قضایی با دعوت آیت الله موسوی اردبیلی و بدین صورت بود که من قبل از انقلاب با آیت الله موسوی اردبیلی ارتباط داشتم و بعد از انقلاب این رابطه بیشتر شد تا اینکه بعد از سفرهای تبلیغی خارج از کشور ایشان از من دعوت به همکاری کرد. در سال 61 آیت الله موسوی اردبیلی آمده بودند قم خدمت آقای احمدی میانجی و اصرار کردند که با ما همکاری کنید و خاطرم هست که چند محل خدمت برای من در نظر گرفتند که یکی از آنها دفتر خودشان در دیوان عالی کشور بود که من هم با مشورت دوستان پذیرفتم و به عنوان معاون آقای دکتر مهرپور که رئیس دفتر آقای موسوی اردبیلی و یکی از حقوقدان های شورای نگهبان بود، مشغول به فعالیت شدم. 

علی ایحال تا سال 65 در دیوان عالی کشور خدمت کردم و بعد از آن آقای فیض گیلانی که رئیس دیوان عدالت اداری بودند و با شناخت قبلی که از بنده داشتند، دعوت به همکاری کردند و گفتند که ما به یک طلبه جوان و تازه نفس نیاز داریم و من هم بعد از سه سال کار دفتری و اجرایی تمایل به رفتن داشتم و گفتم شما با آقای اردبیلی صحبت کنید و ایشان صحبت کردند و آقای اردبیلی را قانع کردند و لذا از سال 65 به دیوان عدالت اداری منتقل شدم و از آن زمان تا بحال در دیوان عدالت اداری مشغول خدمت می باشم.

با توجه به اینکه در هفته قوه قضائیه هستیم عملکرد قوه قضائیه را در طی این سال ها چطور ارزیابی می کنید؟

ماهیت قوه قضائیه به گونه ای است که امکان راضی نگاه داشتن همه مراجعان را ندارد؛ چرا که با تشکیل هر پرونده که دو طرف دارد و با رأی قاضی علیه یکی از طرفین ، 50 درصد ناراضی می شوند (طرفی که رأی به نفع او نبوده) و 50 درصد بعدی هم که رأی به نفعشان بوده، قاعدتاً به تمام خواسته های خودشان نمی رسند؛ یعنی عملاً شصت تا هفتاد درصد از مراجعه کنندگان به قوه قضائیه ناراضی هستند؛ چرا که قوه قضائیه مانند نهادهای دیگر نیست که خواسته های مردم به صورتی باشد که بتوانند با خدمت رسانی آنها را راضی کنند. اطاله دادرسی نیز در قوه قضائیه از مهمترین موارد نارضایتی مردم می باشد .

دوران هایی که قوه قضائیه پشت سر گذاشت، با هم متفاوت بوده است. اوایل انقلاب شهید بهشتی رضوان الله علیه به همراه آیت اله موسوی اردبیلی و با امر حضرت امام (ره) به تشکیلات قضایی آمدند تا دیدگاه های قضایی زمان طاغوت را به صورت اسلامی در بیاورند و قوانین، و دیدگاه های اسلامی را حاکم کنند و اولین کاری که توسط این دو بزرگوار انجام شد، اسلامی کردن قوانین بود. بدین صورت که برای اسلامی کردن قوانین جلساتی با حضور دو نفر از علمای بزرگ و مدرسین حوزه علمیه قم، سه نفر از قضات عالی رتبه دیوان عالی کشور و دادگاه تجدیدنظر تشکیل شد و تقسیم بندی شد که مثلاً قانون جزا را یک گروه بنویسد؛ آیین دادرسی مدنی و کیفری را گروهی دیگر بنویسد که بعد از مدتی به همراهی گروهی از قضات عالی رتبه قوانین جدید نوشته شد. مدت زمانی طول کشید تا تشکیلات قضایی روی غلتک بیفتد. اما باز هم بصورت کاملاً اسلامی نبود ؛ البته خیلی نزدیک به قضاوت اسلامی شده بود،به هر حال اوایل کار بود؛ اما برای اصلاح کامل به زمان بیشتری نیاز بود .

می توان از آن دوران به عنوان بهترین زمان تشکیلات قضایی نام برد. همه با اخلاص و برای خدا به انجام امور می پرداختند وحضور طلبه های دینی در دستگاه قضائی خیلی تأثیر گذار بود. عالمی همچون آیت الله جوادی آملی یکی از اعضای شورای عالی قضایی بود و مرحوم آقای ربانی املشی(ره) ، آیت الله مؤمنی قمی و آقای بجنوردی از اعضای شورای عالی قضایی بودند که افراد شاخص و با سوادی بودند و واقعاً می توان از آن دوران به عنوان دوران طلایی تشکیلات قضائی یاد کرد.

ریاست آقایان آیت الله یزدی، آیت الله شاهرودی و آیت الله لاریجانی هر کدام به نوعی در پیشرفت و بهبود اوضاع دستگاه قضایی مؤثر بوده و هر یک توانسته اند خدماتی را انجام دهند. در بعضی دوران ها خدمات قوه قضائیه برجسته تر شد؛ اما در بعضی دوران ها شرایط سیاسی، گرفتاری های مردم و تنش های اجتماعی موجب شد که خدمات این بزرگان و شخصیت های علمی آنطور که باید و شاید برجسته نشود؛ اما من حیث المجموع قوه قضائیه در حال تکامل بوده و دچار افت نیست و همه این دوران ها قابل تقدیر می باشد و این افت و خیزهای دوران فعالیت قوه قضائیه به هیجانات سیاسی زمان خودش مربوط می شود. خاطرم هست که با مرحوم آیت الله اردبیلی به زندان اصفهان رفتیم و در ملاقات با زندانیان که حدود چهارصد تا پانصد نفر از جوانان بودند، ایشان سوال کردند که چه تعداد از شما در سال 58 جذب گروهک های منافقین و ضد انقلاب شدند که در جواب هفت الی هشت نفر دست خود را بالا بردند که مرحوم اردبیلی در ادامه گفت چه تعداد سال 59 جذب شدند که تقریباً شانزده یا هفده نفر دست خود را بالا بردند و ایشان گفت در سال 60 چه تعداد جذب شدند که قریب به اتفاق همه دست ها را بالا بردند و مرحوم اردبیلی بسیار ناراحت شدند و گفتند که ما دو سال از شما غفلت کردیم و موجب شد جذب منحرفین و منافقین شوید و ای کاش می توانستیم در آن زمان شما را همراهی کنیم. در کل می خواهم بگویم که تا این حد تلاش می شد اما باز هم نارضایتی وجود داشت. به هر حال وظیفه سنگینی برعهده این نهاد می باشد اما من حیث المجموع از نظر ما طلبه هایی که در تشکیلات قضایی بودیم، قوه قضائیه در هیچ دوره ای افت نداشته و با رفتن شخصیتی و آمدن شخصیتی دیگر عقب نشینی نکرده بلکه همیشه حرکت رو به جلو داشته است.

دوران طلایی فعالیت خودتان در قوه قضائیه مربوط به کدام سال ها می باشد و اگر بخواهید از افراد شاخص که در این سال ها با آنها همکاری داشته اید، نام ببرید، اسم چه افرادی را می گوئید؟

تقریباً سه سال با مرحوم آیت الله اردبیلی در دیوان عالی کشور همکاری داشتم و می توان گفت که رئیس دفتر ایشان بودم. تلاش های زیادی شد تا بتوانیم امورات را قانونمند و به روز کنیم و خدا را شکر این اتفاق افتاد و بعد از رفتن من از دیوان عالی کشور باز هم از مرحوم آقای اردبیلی خواسته بودند که من برگردم؛ اما من قبول نکردم و به دیوان عدالت اداری رفتم و در شعبه اول دیوان عدالت اداری به عنوان دادرس مشغول به فعالیت شدم.

یادم هست آن زمان که من به شعبه اول دیوان عدالت اداری آمدم، تعدادی پرونده در شعبه اول جمع شده بود که مربوط به پاکسازی و بازسازی گروه هایی بود که به عنوان افراد ناباب از تشکیلات اجرایی اخراج شده بودند که این پرونده ها یکی از معضلات دیوان عدالت اداری در آن زمان بود و برخی از قضات بدون در نظر گرفتن وضعیت جامعه انقلابی و مسائل سیاسی رأی به بازگشت افرادی می دادند که حضورشان در دستگاه های دولتی جایز نبود. فرض کنید شخصی متهم به داشتن گرایش های کمونیستی بود و با این آراء به کار خود برمی گشت و صدای اعتراض مردم بلند می شد که این افراد منحرف نباید به کار بازگردانده شوند.

خاطرم هست که نخست وزیر وقت طی بخشنامه ای به بخش های دولتی اعلام کرد که آرای دیوان را اجرا نکنند؛ برای این که افراد ناباب با آراء دیوان عدالت دوباره به سیستم برمی گردند.

 

به هر حال با تمام تلاش های فراوان در دیوان عدالت اداری افراد منحرف و فاسد را از تشکیلات اجرایی دور کردیم . اما رئیس وقت دیوان عدالت اداری از بخشنامه نخست وزیر به آقای اردبیلی گله مند شدند و ایشان نیز بعد از صحبت با نخست وزیر، جلسه ای با  قضات دیوان عدالت اداری داشتند و به آنها تبعات آراء صادره را که منجر به بازگشت به کار چنین افرادی میشد، توضیح دادند تا قضات در صدور آراء دقت بیشتری داشته باشند و منافع ملی و انقلابی را در نظر بگیرند. به هر حال بعد از تلاش های مستمر این پروندهها را طوری که به قول آقایان نه سیخ بسوزد و نه کباب به نتیجه رساندیم .

اما در دیوان عدالت اداری بعضی از دوستان مانند آقای مقدسی فر و از قضات آقای فیاض، پورحیدری و مرحوم آقای حکمی وآقای صدرالحفاظی و ... جزء قضات خوب در دیوان عدالت اداری بودند که بسیار با تجربه بودند و آرای هیأت عمومی را مینوشتند. ناگفته نماند که کار کردن با افرادی دیگر هم برای ما خوشایند بود و همکاری با هر کدام از این بزرگواران برای ما ارزشمند بود.

در مورد تاریخچه و چرایی تشکیل این نهاد توضیح بفرمایید؟

دیوان عدالت اداری یک نهاد بعد از انقلاب است و تشکیلاتی به این شکل فقط در شورای حکومتی فرانسه وجود داشت که ایران از آن الگو برداری کرد. بعد از انقلاب بزرگانی در خبرگان که در تدوین قانون اساسی حضور داشتند دیوان عدالت اداری را برای کنترل قوه مجریه از نظر آیین نامه ها و سایر نظامات و مقررات دولتی و شهرداری ها پیشنهاد دادند و جزئی از قانون اساسی شد و قانون دیوان عدالت اداری بعد از قانون اساسی  به تصویب رسید و اوایل سال 61 دیوان عدالت اداری تأسیس شد. آیت الله امامی کاشانی اولین رئیس دیوان عدالت اداری بودند و از قضات برجسته دعوت کردند و دیوان عدالت اداری را با ده شعبه تشکیل دادند. بعد از آقای امامی کاشانی و با حضور رؤسای دیگر و به علت کثرت کار، ده شعبه را به پانزده شعبه ارتقاء دادند و در زمانی که من به دیوان عدالت اداری آمدم، دیوان عدالت پانزده شعبه داشت. در طول این دوران ها افرادی که به دیوان آمده اند کارهای مفیدی انجام داده اند، از جمله آقای فیض گیلانی که منزل ایشان هم در خود دیوان عدالت بود و حتی شب ها هم در اتاق خود مشغول کار بودند و ارجاع پرونده ها را هم در همین اتاق انجام میدادند ، آدم فوقالعاده پرکاری بودند، به طوری که وقتی من از سخت کوشی آقای فیض گیلانی برای آقای منتظری رئیس اسبق دیوان تعریف میکردم ایشان  تعجب میکردند.

بعد از آقای فیض گیلانی آقای سید ابوالفضل موسوی تبریزی از علمای شناخته شده قم رئیس دیوان عدالت اداری شدند و کارهای مفیدی انجام دادند بعد از ایشان آقای عباسی فر بود که آدم خوش فکر و متدینی بود. بعد از ایشان مرحوم آقای فردوسی پور بود و بعد از آن آقای دری نجف آبادی و آقای رازینی،آقای منتظری و الان هم آقای بهرامی هستند که هر کدام به سهم خود  کارهای مفید و ارزنده ای برای دیوان انجام دادند. طبیعی است با مرور زمان و حجم زیاد پرونده ها، مراجعه مردم به  دیوان بیشتر شد. آقای بهرامی خیلی تلاش کردند تا زمان رسیدگیها کوتاه شود و زمان مراجعه به دیوان به حداقل برسد. تا حدودی این اتفاق افتاده؛ اما این کار زمان‌بر می باشد.

به نظر شما مهمترین اقدامات و تحولات در سال های اخیر در دیوان عدالت اداری چه بوده است؟

در سال 95 و 96 اقدامات مهمی به جهت رسیدگی و ارجاع پرونده ها در دیوان انجام شد .زمان ریاست آقای منتظری، آقای قربانی معاون دیوان بود. ایشان  به سفر حج مشرف شده بودند و آقای منتظری ارجاع پرونده ها را به بنده ابلاغ کردند. روزانه حدود هفتصد پرونده در دیوان باید توسط معاون یا رئیس دیوان ارجاع می شد که کار زمان بر و خسته کننده ای بود که هر پرونده را برای کدام قسمت بفرستیم. با آقای منتظری صحبت کردم و ایشان هم قبول داشتند که باید روال کار را تغییر داد و قرار شد که با آمدن به ساختمان جدید دیوان معاونت ارجاع را اضافه کنیم.

البته بعد از رفتن آقای منتظری از دیوان عدالت اداری و حضور جناب آقای بهرامی مجدداً این مسائل مطرح و این پیشنهاد تکمیل شد، در نهایت معاونت امور شعب در سه حوزه تخصصی معاونت اقتصادی،اراضی و شهرسازی، معاونت اداری، استخدامی و فرهنگی و معاونت کار و تأمین اجتماعی تأسیس گردید که با این کار نظارت بیشتری بر موضوعات و پرونده ها صورت گرفت، به طوری که هر معاونت در بخش تخصصی خود اشراف بیشتر و نظارت کاملتری پیدا کرد و این یکی از بهترین کارهایی بود که در چند سال اخیر در دیوان عدالت اداری صورت گرفته است.

درمورد جایگاه و عملکرد معاونت قضایی در امور هیأت عمومی توضیح داده و بعد از حضور شما در این معاونت چه برنامه هایی انجام شده و چه تدابیری برای آینده دارید؟

هیأت عمومی پیشانی دیوان عدالت اداری است وما باید تلاش کنیم که به کمک قضات فاضل و با بصیرت آراء قویتری داشته باشیم؛ چرا که به این آراء در مجامع علمی و حقوقی به عنوان مدرک استناد می شود. 

آقای مبشری معاون قضایی هیأت عمومی وهیأت تخصصی در دیوان عدالت اداری بود. بعد از رفتن آقای مبشری بنده به این معاونت آمدم. کار مهمی که در این معاونت انجام گرفت این بود که سابق بر این وقتی که آراء متعارض وجود داشت، ریاست دیوان آنها را به هیأت های تخصصی ارجاع می داد و بعد از اعلام نظر هیأت، آراء به مشاورین ارجاع می شد تا اعلام کنند که تعارض هست یا نیست. بررسی کردیم و مشخص شد که در این بین مرحله اضافی وجود دارد و با مشورت با ریاست دیوان در عرض چند روز بیش از ششصد پرونده از هیأت عمومی به مشاورین ارجاع و آنها هم در مدت کوتاه بررسی و نتیجه را اعلام کردند، در نتیجه اگر تعارض بود بررسی و به هیأت عمومی ارجاع داده می شد و اگر نبود مختومه اعلام می شد. با این کار روند رسیدگی سریعتر شد.

قدم بعدی این معاونت این بود که به دلیل کثرت پرونده ها در هیأت عمومی، زمان رسیدگی به آنها طولانی می شد. به همین جهت پیشنهاد دادیم که جلسات هیأت عمومی که روز های سه شنبه برگزار می شود هم قبل از ظهر باشد و هم بعد از ظهر، تا با این کار بتوانیم از حجم پرونده ها کم کنیم و این مورد هم مورد قبول رئیس دیوان قرار گرفت و هم در زمان آقای منتظری و هم آقای بهرامی جلسات به این شکل در حال برگزاری است.

اکنون نیز در حال ارزیابی قضات هستیم تا بتوانیم هیأت های تخصصی را بازنگری کنیم و از توان و تخصص قضات در جایگاه اصلی خودشان استفاده کنیم تا هیأت عمومی و هیأت های تخصصی بتوانند قویتر و بهتر عمل کنند.

اگر بخواهید در شرایط کنونی مهمترین نقطه قوت و نقطه ضعف دیوان را نام ببرید به چه مواردی اشاره می کنید؟

مشکل مهم دیوان کثرت پروندهها است. که این امر موجب اطاله دادرسی و انتظار بیشتر مردم در رسیدگی به شکایات می شود که البته در سال گذشته با دستور ریاست دیوان پرونده های تا سال 95 مورد بررسی قرار گرفته است.

البته موضوع کثرت پرونده ها تا حدودی قابل حل می باشد. باید با نهادهایی که بیشترین پرونده را در دیوان دارند، مثل شهرداری ها و شوراهای اسلامی شهر و روستا ،تأمین اجتماعی، آموزش و پرورش و ... موضوعات مشابه را بررسی و قبل از تشکیل پرونده در دیوان از طریق سازمان مربوطه مسائل حل و فصل شود و راهکارهای قانونی آن بررسی شود. از دیگر مشکلات دیوان عدالت اداری اجرای آراء می باشد که بعد از صدور رأی، سازمان ها به عناوین مختلف که مهمترین آنها عدم تخصیص اعتبار کافی و نبود بودجه می باشد، از اجرای آراء خودداری می کنند و این امر موجب ازدیاد پرونده در اجرای احکام دیوان می شود.

در زمان گذشته بعد از ورود پرونده به دیوان همان روز ارجاع صورت می گرفت و به نظر رئیس شعبه می رسید و بعد از بررسی اگر در صلاحیت دیوان نبود، مختومه اعلام میشد. در حال حاضر این کار در دبیرخانه انجام می شود که کار مفیدی می باشد.

در پایان آینده ای که برای دیوان عدالت اداری ترسیم کرده اید به چه شکل می باشد و چه موانعی می تواند دیوان عدالت اداری را از رسیدن به هدف نهایی باز دارد؟

دیوان آینده‌ی روشنی دارد، دیوان عدالت اداری گلوگاهی است برای سالم سازی قوه مجریه و به نظر بنده بهترین نهادی است که در این خصوص در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است و تنها مرجعی است که می تواند جلوی نظام نامه ها، آیین نامه ها، بخشنامه ها، دستورالعمل ها و مصوبه های غیر قانونی صادره از سوی قوه مجریه ، شهرداری ها و شوراهای اسلامی شهر و روستا را گرفته و آنها را باطل کند.

به نظر بنده دیوان عدالت اداری شکوفا شده و الحمدالله با قدرت زیاد در حال حرکت رو به جلو می باشد و خدا را شکر روسای محترم قوه قضائیه تا بحال افراد با بصیرت و با سواد را برای ریاست دیوان عدالت اداری انتخاب کرده اند که این خود به شکوفایی دیوان کمک بسزایی داشته است.

موانع بر سر راه دیوان هم همان طور که گفته شد عدم اجرای آراء صادره از سوی دیوان و تراکم پرونده ها می باشد و با تعاملی که با قوه مجریه صورت می گیرد، ان شاءالله این قضیه هم در آینده حل شود.

دسته بندی ها

پیغام شما با موفقیت ارسال شد

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه ها از فرم پایین صفحه استفاده نمایید.

کاراکترهای باقی مانده : (1000) حرف